اسناد

عدم موافقت با تشکیل اتحادیه فرهنگیان بیجار/ سال ۱۳۳۶

عدم موافقت با تشکیل اتحادیه فرهنگیان بیجار/ سال ۱۳۳۶

مخالفت با تشکل‌یابی مستقل و اتحادیه‌گرایی از دیروز تا امروز
یادداشتی بر سند

طبق سند فوق، جمعی از فرهنگیان بیجار در سال ۱۳۳۶ برای ایجاد اتحادیه فرهنگیان درخواست مجوز و فعالیت کردند، اما این درخواست توسط وزارت کشور وقت رد شد. در متن سند آمده است:

«رونوشت گزارش شماره ۲۴۷ – ۹ / ۱۱ / ۳۶ فرمانداری بیجار در مورد فعالیت برای تشکیل اتحادیه فرهنگیان واصل گردید.
به طوری که مطلع و با تجربه هستید، اصولاً در این قبیل اقدامات، دست‌های پنهانی در کار است و مخصوصاً در شهر بیجار که سوابق ممتد در این قبیل جریانات دارد و در اثر تحریکات مفسده‌جویان، ممکن است محیط آرام آنجا متشنج و اسباب زحمت برای اهالی فراهم گردد، لذا مقتضی است به فرمانداری بیجار دستور دهید از تشکیل اتحادیه مزبور جلوگیری به عمل آورده و نتیجه اقدامات معموله را گزارش دهند.»
زمانی که فرهنگیان بیجار اقدام به تأسیس اتحادیه می‌کردند، چهار سال از کودتای ۲۸ مرداد گذشته بود. در اپوزیسیون، جبهه ملی و حزب توده به‌عنوان احزاب شاخص مخالف اگر چه مطرح بودند اما از دور خارج و سرکوب شده بودند. از سویی نیروهای اسلام‌گرا پس از نواب صفوی در حال بازسازی خود بودند.
در درون حاکمیت، حزب مردم در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۶ به دستور شاه توسط اسدالله علم ایجاد شد و همچنین دربار برای ایجاد فضای رقابتی اجازه داد حزب محافظه‌کار «ملیون» در دی‌ماه ۱۳۳۶ توسط منوچهر اقبال تأسیس شود. از نظر امنیتی نیز حکومت پهلوی در اسفند ۱۳۳۵ ساواک را ایجاد کرد تا با کنترل بیشتر اپوزیسیون، موقعیت دربار و شاه را تقویت کند.
تجربه دولت مصدق زمینه رشد احزاب و اتحادیه‌های مختلف را فراهم کرده بود و این امر موجب کاهش اقتدار دربار شده بود. پهلوی دوم هرگز تمایل نداشت چنین تجربه‌ای تکرار شود. در این شرایط، هر شکلی از تشکل‌یابی مستقل می‌توانست خطرناک تلقی شود؛ به‌ویژه اینکه در فاصله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ احزاب مخالفی چون حزب توده و جبهه ملی توانسته بودند در میان اقشار مختلف و به‌خصوص طبقه کارگر، از جمله معلمان، پایگاه اجتماعی ایجاد کنند.

در فاصله ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۶ تقریباً تمام تحرکات صنفی و اتحادیه‌ای زیر ضرب قرار داشت و اجازه بروز و ظهور نمی‌یافت. با این حال، در سال ۱۳۳۶ شاهد شکل‌گیری چند اعتصاب کارگری هستیم. درخواست مجوز برای ایجاد اتحادیه در بیجار نیز در چنین فضایی صورت گرفت.
مبتنی بر این سند، نکات زیر قابل توجه است:
مخالفت با اتحادیه‌گرایی و تشکل مستقل سابقه‌ای طولانی از پهلوی تا جمهوری اسلامی دارد و هرجا حکومت‌ها بتوانند، مانع تحقق آن می‌شوند؛ آن هم نه با ارائه مدرک، بلکه مبتنی بر سوءظن و نگاه امنیتی.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ برای مدتی فعالیت تشکل‌های مستقل فرهنگیان شکل گرفت، اما این «بهار کوتاه» بود و پس از وقایع سال ۱۳۶۰، تنها تشکل‌های وابسته — مانند انجمن اسلامی معلمان — حق فعالیت داشتند.
در سال ۱۴۰۰ جمعی از فرهنگیان بیجار برای اخذ مجوز فعالیت اقدام کردند، اما حکومت مخالفت کرد. با این تفاوت که به‌سبب بلوغ صنفی و طبقاتی و آگاهی سیاسی آنان، توانستند مجمع عمومی خود را برگزار کنند و اکنون این تشکل در مناسبات صنفی و فرهنگی فعال است.
یکی از پرسش‌های بنیادین در این زمینه این است که چرا در ساختارهای استبدادی، اتحادیه‌ها، سندیکاها و تشکل‌های مستقل اجازه فعالیت ندارند؟ اگر دیروز در نظام پهلوی به بهانه «تحریکات مفسده‌جویان» با ایجاد اتحادیه مخالفت می‌شد، امروز نیز به بهانه «سوءاستفاده معاندان» هر نوع تشکل و تجمع سرکوب می‌شود. گویی معلمان و همه مزدبگیران فاقد آگاهی و بینش سیاسی و طبقاتی‌اند و این حکومت است که تنها خیر و صلاح عمومی را می‌داند — آن هم با سرکوب بیشتر!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا