سرکوب آموزش عمومی، فرایندی چندلایه و مستمر مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان از اول مهر ۱۴۰۴ تا ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
واحد پژوهش و تحقیق پژوهشکدۀ جنبش معلمان زیر نظر جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی با همکاری تیم پژوهشی چکیده

لینک مستقیم برای دانلود متن کامل بصورت PDF
چکیده
نهاد آموزش عمومی در ایران همواره عرصۀ مبارزه، اعتراض و فعالیت معلمان و دانشآموزان بودهاست و در سالهای اخیر با تکامل راهبردهای سرکوب مبنی بر اِعمال فشار چندلایه و مستمر علیه معلمان و فعالان صنفی مواجه شدهاست. این پژوهش با هدف مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان از اول مهر ۱۴۰۴ تا ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، شناسایی الگوهای سرکوب و بررسی راهکارهای مقابله با آن انجام شدهاست. رویکرد پژوهش، ترکیبی و بر پایۀ تحلیل دادههای ثانویه و مصاحبههای گروهی متمرکز با فعالان صنفی است. یافتهها دستکم ۱۵ مورد جانباختن، ۷۸ مورد بازداشت، ۴۶ مورد احضار و صدور حکم برای ۳۰ معلم و فعال صنفی را نشان میدهد. مجموع احکام صادرشده شامل ۴۰ سال و یک ماه و ۱۶ روز حبس و ۳۸۲ میلیون تومان جزای نقدی بوده و مصادرۀ ۷۵ میلیارد ریال وثیقه، تشکیل ۱۵ پروندۀ جدید و ۱۹ مورد نقض حقوق توسط آموزشوپرورش، از جمله ۷ مورد اخراج، نیز مستند شدهاست. یافتههای پژوهش بر ضرورت تقویت تشکلیابی مستقل معلمان بهعنوان سازوکاری برای مستندسازی نقض حقوق، حمایت متقابل و افزایش مقاومت در برابر سرکوب تأکید دارد. مهمترین توصیههای گزارش شامل برگزاری منظم مجامع عمومی، ایجاد نظام مستمر مستندسازی، حمایت سازمانیافته از خانوادههای جانباختگان، توجه به ابعاد جنسیتی، طبقاتی و جغرافیایی سرکوب و استفاده از بسترها و رویدادهای مشارکتی برای حفظ و گسترش شبکههای ارتباطی است. نتایج همچنین نشان میدهد که تشکلیابی، صرفاً ابزار پیگیری مطالبات صنفی نیست، بلکه نقشی اساسی در حفظ توان جمعی معلمان، جلوگیری از گمنام ماندن موارد سرکوب و استمرار فعالیت صنفی در شرایط اختناق و فشار ایفا میکند.
مقدمه
دیماه سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ یکی از خونبارترین دورههای تاریخ آموزش و پرورش ایران است که در آن بسیاری از کودکان و معلمان جان خود را از دست دادند. از تعبیر «یکی از خونبارترین دورهها» استفاده میکنیم، زیرا اطلاع دقیقی از آمار معلمان و دانشآموزان جانباخته در دورههای مختلف تاریخ معاصر ایران، بهویژه در بازههای زمانی کوتاه، در دست نداریم. آمار دقیق و مشخصی از شمار دانشآموزان و معلمان جانباخته در کوران انقلاب ۵۷ وجود ندارد و نمیدانیم در طول هشت سال جنگ ایران و عراق، در هر دورۀ زمانی، چه بر سر دانشآموزان و معلمان آمد. از طرفی، آمار دقیقی از کشتار مخالفان حکومت، از جمله دانشآموزان و معلمان، در دهۀ شصت به تفکیکِ دورههای زمانی در دست نیست.
با این حال با ثبت و انتشار گستردهتر اطلاعات، تصویر مشخصتری از شمار جانباختگان در اعتراضات دهۀ اخیر وجود دارد. از این رو، برای درک جایگاه دیماه سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴، مرور کوتاهی بر مهمترین اعتراضات ده سال گذشته ضروری است. با مقایسۀ مهمترین اعتراضات در این سالها، روند تشدید سرکوب و ابعاد آن در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ روشنتر میشود.
به نقل از رسانهها و ارگانهای حقوق بشری، در اعتراضات سال 1396 که از ۷ دیماه آغاز شد و تا ۱۳ دی ادامه داشت، حداقل 4 نوجوان زیر 18 سال از جمله 2 دانشآموز جان باختند. از وضعیت معلمان جانباخته در جریان اعتراضات این سال، اطلاعات دقیقی در دست نیست.
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، بنا بر گزارشهای رسمی و غیررسمی، سطح سرکوب گستردهتر بود. در خرداد ۱۳۹۹، وزیر کشور اعلام کرد که بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر در جریان اعتراضات آبان ۹۸ کشته شدهاند. این در حالی بود که در آذر ۱۳۹۸، گزارش عفو بینالملل این آمار را ۳۰۴ نفر اعلام کرده بود. اما آبان در میان دادخواهان با ۱۵۰۰ جانباخته شناخته شد؛ عددی که خبرگزاری رویترز منتشر کرد و منابع رسمی آن را آمارسازی خواندند. در میان جانباختگان ۱۳۹۸، برخی منابع از ۱۸ کودک نام بردند و عفو بینالملل این رقم را ۲۳ کودک اعلام کرد.
اعتراضات سراسری سال 1401 نیز که پس از قتل ژینا امینی رخ داد ونسبت به اعتراضات قبلی مدت بیشتری طول کشید با سرکوب شدید معلمان و دانشآموزان همراه بود. ایرانوایر در گزارشی که ۱۷ دیماه منتشر کرد، تعداد معلمان جانباخته را ۵ تن اعلام کرد و نوشت که ۴۳۸ معلم با پروندۀ قضایی روبهرو بودند. تعداد کودکان جانباخته نیز طبق گزارش سازمان حقوق بشر ایران، 68 تن اعلام شد.
با شروع اعتراضات در دیماه 1404، بهویژه پس از ۱۸ و ۱۹ دی، فضای مجازی و رسانهای مملو از نام کودکانی شد که در جریان اعتراضات جان خود را از دست داده بودند. ابعاد سرکوب و کشتار تنها پس از برقراری دوبارۀ اینترنت و انتشار تدریجی اطلاعات روشن شد، اما گستردگی اعتراضات از یکسو و سرکوب خونین از روز 18 و 19 دیماه از سوی دیگر، همراه با انتشار ویدیوهایی، بهویژه ویدیوی کهریزک ، نشان میداد که عمق فاجعه بسیار فراتر از سالهای پیشین است. همین شواهد از همان روزها این احتمال را تقویت میکرد که شمار بیشتری از معلمان و دانشآموزان در جریان اعتراضات در دورۀ کوتاهی جان باختهاند. در عین حال، معلمان، دانشآموزان و نهادهای آموزشی، از جمله مدرسه نیز تحت سرکوب جدی قرار گرفته بودند. گزارش «زمستان سرخ» مجموعه فعالان حقوق بشر ایران از جان باختنِ 236 کودک زیر 18 سال نام میبرد و کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تا زمان انتشار این گزارش هویت حداقل 200 دانشآموز جانباخته در جریان اعتراضات را اعلام کردهاست. کانون صنفی معلمان تهران نیز در بیانیۀ خود، تعداد معلمان جانباخته را دستکم 10 نفر اعلام کرد. اکنون اگر آمار معلمان و دانشآموزان جانباخته را که در منابع، رسانهها و ارگانهای مختلف بازتاب یافتهاست مبنای آماری قرار دهیم، میشود گفت دیماه سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰5 یکی از خونبارترین دورهها برای نظام آموزش عمومی ایران بودهاست.
این پژوهش تنها به جانباختنِ معلمان ودانشآموزان در اعتراضات دیماه نمیپردازد، بلکه میکوشد مجموعهای از مهمترین اَشکال و ابعاد نقض حقوق آنان را از ابتدای مهر 1404 تا 25 مرداد 1405 مستند کند. بدیهی است که به گلوله بستنِ معترضان که بخشیشان معلم و دانشآموز بودهاند، بالاترین سطح نقض حقوق بشر است، اما تنها حالت آن نیست؛ معلمان و دانشآموزان بسیاری بازداشت شدند؛ بسیاری به نهادهای امنیتی احضار شدند؛ برای برخی دادگاه تشکیل شد؛ برخی با احکام قضایی روبهرو شدند و علیه بعضیهاپروندهسازی جدید انجام گرفت؛ معلمان و دانشآموزانِ در بند با محرومیتهایی در زندان مواجه شدند و محدودیتهایی نیز بر معلمان و خصوصاً فعالان صنفیِ بیرون از زندان اِعمال شد. از طرفی، وزارت آموزش و پرورش نیز خود نقش فعالی در اِعمال فشار بر معلمان داشت؛ احضار به هیئت تخلفات اداری، کسر از حقوق، صدور حکم انفصال از خدمت، اخراج از کار و بازنشستگی پیش از موعد، اقداماتی بودند که توسط آموزش و پرورش علیه معلمان معترض انجام شد. بنابراین در پژوهش حاضر سعی کردیم نگاهی جامع به موارد نقض حقوق معلمان داشته باشیم.
سرکوب آموزش عمومی در سال جاری، تنها به سرکوب معلمان محدود نمی شود؛ دانش آموزان نیز هدف سرکوب سیستماتیک حاکمیت قرار گرفتند. گزارش نقض حقوق دانشآموزان در حال تدوین است و در ماههای آینده منتشر خواهد شد. از سوی دیگر، جنگهای 12 روزه و 40 روزه نیز آموزش عمومی را شدیداً مختل کردند؛ معلمان و دانشآموزان بسیاری از مدارس و خانههایشان رانده شدند، بعضیها زخمی شدند و جانباختگان نیز کم نبودند. تأثیر جنگ و پیامدهایش بر آموزش عمومی و نقض حقوق معلمان و دانشآموزان نیازمند پژوهشی مستقل است.



