نگاهی به نشریه «راه صمد» به مناسبت سالگرد جاودانه شدن صمد بهرنگی

لینک مستقیم دانلود نشریه راه صمد
نشریه «راه صمد»، بهعنوان یکی از مهمترین اسناد متنی جنبشهای معلمان و جریانهای چپگرا در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، بستری جامع برای بازتاب مطالب آموزشی، سیاسی، فرهنگی و بینالمللی بوده است. برای درک عمیقتر این نشریه، ابعاد مختلف آن با جزئیات بیشتری بسط داده میشود:
۱. زمینههای تاریخی و نامگذاری نشریه
• میراث صمد بهرنگی: نامگذاری نشریه به «راه صمد» صرفاً یک انتخاب کیفی یا نامگذاری نمادین نبود؛ بلکه نشاندهنده پذیرش خط فکری صمد بهرنگی در حوزه آموزش و ادبیات کودک و نوجوان بود. صمد بهرنگی با کتابهایی نظیر کندوکاوی در مسائل تربیتی ایران و قصههای افشاگرانهاش، جریان جدیدی از «معلمِ متعهد و آگاه به ساختار طبقاتی» را بنیان گذاشته بود و این نشریه خود را ادامهدهنده مستقیم همان راه میدانست.
• بستر زمانی (اردیبهشت ۱۳۵۸): این دفتر در فضای باز سیاسی بلافاصله پس از سقوط رژیم پهلوی منتشر شد. در این دوره، گروههای مختلف سیاسی و صنفی در تلاش برای تثبیت مواضع، نقد باقیماندههای ساختار گذشته و ارائه طرحی نوین برای آینده کشور بودند.
۲. نقد ساختاری آموزش و پرورش و مسئله «ستم ملی»
• افشای کارکرد «سپاه دانش» و «پیکار با بیسوادی»: نشریه با ارائه آمارهای دوازدهساله و حوزهای (مانند حوزه هشترود و دیزج علیقلیبیگ) نشان میدهد که چگونه درصد بسیار ناچیزی از دانشآموزان روستایی امکان راهیابی به مقاطع بالاتر (راهنمایی و دبیرستان) را داشتند. نشریه استدلال میکند که هدف این برنامهها نه باسواد کردن واقعی، بلکه رامسازی نیروی کار برای جذب در کارخانهها، توسعه مصرفگرایی و ایجاد ابزار کنترل اداری-پلیسی در روستاها بوده است.
• پدیده «افت تحصیلی ساختاری»: نشریه توضیح میدهد که کودک روستایی به دلیل تقویم کشاورزی و نیاز خانواده به نیروی کار، عملاً دو ماه دیرتر از دانشآموز شهری وارد کلاس شده و اواخر زمستان نیز جهت کار در کورهپزخانهها و کارهای ساختمانی مجبوری به ترک تحصیل میشود؛ در نتیجه ناکارآمدی آموزشی حاصل یک فقر ساختاری است نه ناتوانی ذهنی دانشآموز.
• زبان مادری و شونیسم: نشریه با انتشار نمونه متن بخشنامههای اداری آموزش و پرورش (مانند بخشنامه اداره آموزش و پرورش هشترود) که معلمان را از صحبت به زبان مادری در کلاس منع میکردند، تحمیل زبان رسمی را اقدامی در جهت مسخ فرهنگهای بومی و مانعتراشی در مسیر رشد فکری کودکان غیرفارسزبان میداند و خواستار تدوین کتب درسی بر اساس نیازها و زبان هر منطقه است.
۳. جنبش دانشآموزی؛ از انشانویسی تا قیام مسلحانه
• تحلیل ساواک از مدارس: نشریه با استناد به اسناد افشاشده ساواک (از جمله بازداشت بیش از ۱۵۰ دانشآموز و ۱۱۰ معلم در یک سال) نشان میدهد که چگونه مدارس به جبهه اول مبارزه علیه رژیم تبدیل شده بودند.
• روایت قیام ۲۹ بهمن ۵۶ تبریز: در این بخش، مبارزات دانشآموزان تبریز با جزئیات توصیف شده است؛ از جمله به آتش کشیدن ساختمان حزب رستاخیز توسط نوجوانان، شعارنویسیهای گسترده، و صحنههای مواجهه مستقیم کودکان و نوجوانان با تانکها و نیروهای نظامی.
• خواسته های صنفی-سیاسی: دانشآموزان تنها خواستار سرنگونی رژیم نبودند، بلکه خواستههای مشخصی چون انتخاب مدیران زیر نظر شورای دبیران و نمایندگان دانشآموزان، اخراج معلمان ساواکی، تجهیز آزمایشگاهها و کتابخانهها، و حق آموزش به زبان مادری را مطرح میکردند.
۴. تئوریزه کردن «مدرسه غیرسیاسی» به عنوان یک مغالطه
• رد ادعای بیپیرایه بودن مدرسه: نشریه با ترجمه و نقد تجربه آموزشی آلمان در دوران Weimar و رایش سوم، مفهوم «مدرسه بیطرف و غیرسیاسی» را یک دروغ بورژوایی میداند. نویسندگان معتقدند مدرسهای که از اوامر دولت تبعیت کند، خودش در حال اجرای یک سیاست دیکتهشده است؛ بنابراین «غیرسیاسی بودن» صرفاً به معنای پذیرش نظم حاکم است.
• ایدئولوژی در کتابهای درس ریاضی: در یک نقد جالبتوجه، نشریه نشان میدهد که چگونه حتی مسئلههای درس حساب و ریاضی (مانند محاسبه سود حاصل از پسانداز، محاسبه خرج آبجو و سیگار برای القای قناعت به کارگر، یا محاسبه گنجایش نیرو در ناوهای جنگی) ابزاری برای شستشوی مغزی و القای اصول نظام سرمایهداری و نظامیگری به کودکان هستند.
۵. نگاه بینالمللی و حوادث روز انقلاب
• الگوبرداری از تجارب جهانی (کودتای شیلی): نشریه با تشریح جنایات ژنرال پینوشه پس از کودتای ۱۹۷۳ علیه دولت سالوادور آلنده و تبدیل دانشگاهها به پادگانهای نظامی، به نیروهای انقلابی ایران هشدار میدهد که در صورت نداشتن هوشیاری و عدم تشکیل یک ارتش مستقل خلقی، خطر بازگشت ارتجاع و کودتای نظامی وجود دارد.
• تحلیل فجایع منطقهای پس از انقلاب: در مقالهای تند با عنوان «به زخمهایت بنگر ضد انقلاب!»، حوادث خونین نوروز کردستان (سنندج)، گنبد، نقده و ترور شخصیتهایی مانند قرنی و مطهری بررسی شده است. نویسنده تلاش میکند با ارائه تحلیل سیاسی، اتهامات واردشده به سازمانهای چپ (مانند چریکهای فدایی خلق) را رد کرده و این حوادث را توطئه امپریالیسم و عوامل وابسته برای ایجاد جنگ داخلی دانسته و بر مقاومت اگزیستانسیل جریکها تأکید ورزد.
۶. هنر و ادبیات بهعنوان ابزار آگاهی طبقاتی
• هنر عاشیقی در مقام هنر خلقی: نشریه برگزاری گردهمایی عاشیقهای آذربایجان در اردیبهشت ۱۳۵۸ در دانشگاه تبریز را یک رویداد تاریخساز میداند. از دیدگاه نشریه، عاشیقها به دلیل ارتباط مستقیم با تودههای مردم، حفظ فولکلور حماسی و بیان دردهای زحمتکشان، دارای هنری هستند که سازشان در افشای ستم دستی کمتر از تفنگ ندارد.
• ادبیات متعهد جهان: گنجاندن داستان «عروسک و تفنگ» اثر آناتول فرانس نیز در همین راستا است؛ داستانی که نشان میدهد چگونه جامعه و خانواده از همان دوران کودکی، کلیشههای جنسیتی، نظامیگری و سرکوب احساسات لطیف انسانی را به کودکان تحمیل میکنند.



